پایگاه خبری فولاد ایران - بازارهای مالی بهتازگی شاهد دو رکورد مهم بودند: در ۲۶ ژانویه، قیمت هر اونس طلا برای نخستینبار از مرز ۵ هزار دلار عبور کرد و یازده روز بعد شاخص Dow Jones Industrial Average سطح ۵۰ هزار واحد را شکست. با این حال، این طلا بود که زودتر به هدف تاریخی خود رسید؛ نتیجهای که بسیاری انتظارش را نداشتند.
طبق گزارش رویترز، اگر در پایان سال ۲۰۲۰ پیشبینی میشد کدامیک زودتر به نقطه عطف خود میرسد، دادههای گذشته نشان میدادند داوجونز جلوتر است. بر اساس روندهای تاریخی از ۱۹۸۵ تا ۲۰۲۰، انتظار میرفت داوجونز تا سال ۲۰۲۷ به ۵۰ هزار برسد و طلا تازه در حدود ۲۰۳۵ مرز ۵ هزار دلار را لمس کند. اما مسیر طلا در پنج سال اخیر بهشدت تغییر کرد و تنها بین سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ قیمت آن دو برابر شد؛ جهشی که عملاً رقابت را به سود فلز زرد رقم زد.
چرا پیشبینیها اشتباه از آب درآمد؟
در مورد داوجونز، ورود سرمایه به بازارهای آمریکا پس از همهگیری کرونا شتاب رشد شاخص را افزایش داد، اما این رشد قابلمقایسه با جهش سریع طلا نبود. تحلیلگران چند عامل را برای شتابگیری چشمگیر قیمت طلا مطرح میکنند که مهمترین آن بیثباتیهای ژئوپلیتیکی است. جنگ روسیه و اوکراین، تنشهای خاورمیانه و سیاستهای تجاری دولت دونالد ترامپ از جمله عوامل افزایش تقاضا برای داراییهای امن بودهاند.
نگرانیهای تورمی نیز جذابیت طلا را تقویت کرده است؛ بهویژه در فضایی که برخی ناظران از تلاشهای سیاسی برای تأثیرگذاری بر سیاستهای پولی فدرال رزرو ایالات متحده سخن میگویند. هرچند معرفی کوین وارش بهعنوان رئیس بعدی فدرال رزرو بخشی از این نگرانیها را کاهش داد و قیمت طلا اندکی عقب نشست، اما همچنان بالاتر از سطح ۵ هزار دلار باقی مانده است.
همزمان، تردیدها نسبت به دلار آمریکا باعث شده بانکهای مرکزی برخی کشورها خرید طلا را افزایش دهند. بانک مرکزی چین و همچنین سرمایهگذاران و خانوارهای چینی نقش مهمی در این روند داشتهاند. بر اساس گزارش World Gold Council، خرید شمش و سکه طلا در چین در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل ۲۸ درصد افزایش یافته و صندوقهای قابل معامله طلا نیز ورود سرمایه بیسابقهای را تجربه کردهاند.
بهطور خلاصه، رشد داوجونز ادامه روندهای موجود بود، اما جهش طلا بیشتر به عوامل بیرونی و تا حدی سفتهبازی وابسته بود؛ عواملی که پیشبینی آنها دشوار است.
جذابیت اعداد رند؛ واقعیت یا توهم؟
عبور از اعداد رند مانند ۵ هزار دلار یا ۵۰ هزار واحد معمولاً بهعنوان «آستانههای روانی» مهم توصیف میشود. با این حال، تجربه تاریخی نشان میدهد تأثیر این نقاط عطف اغلب کوتاهمدت است. پس از عبور داوجونز از سطوح ۱۰۰۰، ۵۰۰۰، ۱۰ هزار و ۲۵ هزار واحد، در برخی موارد شاخص طی یک سال بعد رشد دو رقمی داشت و در برخی دیگر کاهش یافت. بنابراین، احساس مثبت ناشی از شکستن رکوردها میتواند با انتشار اطلاعات جدید بازار بهسرعت رنگ ببازد.
درس اصلی این رویداد آن است که سرمایهگذاران نباید بیش از حد به امتداد روندهای گذشته یا هیجان ناشی از رکوردهای تازه تکیه کنند. نقاط عطف برای تیتر رسانهها جذاباند، اما الزاماً مبنای راهبرد سرمایهگذاری پایدار نیستند.
منبع: Reuters