پایگاه خبری فولاد ایران - دونالد ترامپ عملاً به یک «امپراتوری نفتی» دست یافته است؛ امپراتوریای که نه بر پایه ذخایر بالقوه، بلکه بر بشکههایی بنا شده که هماکنون در بازار جهانی جریان دارند. طبق خبر منتشرشده در بلومبرگ، اگر تولید نفت آمریکا و کانادا را با ونزوئلا و کل آمریکای لاتین ــ از مکزیک تا آرژانتین، شامل برزیل، گویان و کلمبیا ــ جمع بزنیم، این مجموعه نزدیک به ۴۰ درصد تولید نفت جهان را تشکیل میدهد. نویسنده خبر این حوزه نفوذ را با لحنی طعنهآمیز «دکترین دونرو» مینامد؛ نسخه بهروزشده دکترین مونرو که بیانگر سلطه فزاینده و تهاجمیتر واشنگتن بر نیمکره غربی است.
نکته کلیدی مقاله این است که آمریکا، صرفنظر از نوع مداخلهاش ــ کنترل مستقیم، اعمال نفوذ سیاسی یا صرفاً بهرهبرداری از منافع تولید ــ اکنون به اهرمی اقتصادی و ژئوپلیتیکی دست یافته که هیچ رئیسجمهور آمریکایی از زمان فرانکلین روزولت نداشته است. دسترسی به چنین حجم عظیمی از نفت، محدودیت تاریخی سیاست خارجی آمریکا را که همواره نگران شوکهای قیمتی انرژی بود، تا حد زیادی از میان برده است. به همین دلیل، واشنگتن امروز در موقعیتی قرار دارد که هم بر متحدان نفتخیز و هم بر رقبای خود، از عربستان و ایران گرفته تا نیجریه و روسیه، برتری دارد.
تصاحب نفت ونزوئلا در این چارچوب اهمیت ویژهای دارد. این کشور اگرچه اکنون تولیدی در حد حدود یک میلیون بشکه در روز دارد، اما بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد و در گذشته تا ۳.۷ میلیون بشکه در روز تولید میکرد. از نگاه نویسنده، کنترل بالقوه این منابع به آمریکا اجازه میدهد قیمت جهانی نفت را در سطوح نسبتاً پایین نگه دارد و دست کشورهایی را که میخواهند با کاهش عرضه قیمتها را بالا ببرند، ببندد. به همین دلیل، تحلیلگران روس و مقامات کرملین نیز این تحولات را «اهرم بزرگی» برای واشنگتن در بازار انرژی میدانند.
مقاله تأکید میکند که بخشی از این قدرت نتیجه شرایط تاریخی است، نه صرفاً ابتکار شخص ترامپ. رونق شیل در آمریکا، نفت سنگین کانادا و کشفیات جدید در برزیل و گویان، پیش از او نیز در جریان بود و روسایجمهور قبلی هم از آن منتفع شدند. اما تفاوت ترامپ در این است که همه این منابع را زیر چتر امنیتی و سیاسی واشنگتن قرار داده و آنها را به ابزار سیاست خارجی تبدیل کرده است.
در نهایت، نویسنده میگوید نظم پسامادورویی مدنظر ترامپ در ونزوئلا ــ حتی اگر به شکل یک «دیکتاتوری نرم» باشد ــ برای شرکتهای نفتی آمریکا قابلقبول است و میتواند زمینه بازگشت سرمایهگذاریهای کلان و افزایش تولید در دهه آینده را فراهم کند. شاید وعدههای ترامپ اغراقآمیز به نظر برسد، اما تجربه نشان داده که او در دوره دوم ریاستجمهوریاش بسیاری از تهدیدها و برنامههایش را عملی کرده است. جمعبندی مقاله این است که نفت ونزوئلا اکنون بخشی از یک امپراتوری نفتی گسترده است که از آلاسکا تا پاتاگونیا امتداد دارد و توازن قدرت انرژی و ژئوپلیتیک جهان را بهطور جدی به نفع آمریکا تغییر میدهد.
منبع: Bloomberg