پایگاه خبری فولاد ایران - صحبت از «تکنرخی کردن ارز» در ایران، یکی از پیچیدهترین، قدیمیترین و در عین حال کلیدیترین مباحث اقتصادی چند دهه اخیر است. این موضوع فراتر از یک تصمیم مالی ساده، به یک معمای سیاسی-اقتصادی تبدیل شده که اجرای آن نیازمند شرایط بسیار خاص و ارادهای فراجناحی است.
در ادامه، تحلیل جامعی از ابعاد مختلف این موضوع ارائه میشود:
تحلیل تکنرخی کردن ارز
1. تعریف و مفهوم:
تکنرخی کردن ارز به معنای «حذف شکاف بین نرخ رسمی (دستوری) و نرخ بازار آزاد» است. در این سیستم، تمامی مبادلات ارزی اعم از واردات، صادرات، سفر و... با یک نرخ واحد که معمولاً نزدیک به قیمت تعادلی بازار است، انجام میشود. این نقطه مقابل سیستم «نرخ چندگانه» است که در ایران دهههاست جریان دارد (مثل نرخ ترجیحی، نیمایی، آزاد).
2. مزایای تکنرخی شدن (چرایی):
شفافیت و مبارزه با فساد بزرگترین فایده آن است. حذف رانت تخصیص ارز ارزانقیمت که سالانه میلیاردها دلار را به جیب رانتخواران میبرد.
تخصیص بهینه منابع ارز به جای لابی و رفاقت، بر این اساس کارآیی اقتصادی تخصیص مییابد. واردکنندهای که کالای ضروری و رقابتی میآورد، میماند و دیگران حذف میشوند.
رشد صادرات غیرنفتی: با حذف ارز ترجیحی برای واردات، قیمت کالاهای وارداتی واقعی میشود و به تولید و صادرات داخلی انگیزه داده میشود.
ثبات اقتصادی: نوسانات شدید و سفتهبازی در بازار ارز کاهش مییابد، زیرا عمده تقاضا از مجرای رسمی و شفاف پاسخ داده میشود.
سادهسازی نظام ارزی: پیچیدگیهای اداری و هزینههای گمرکی و بانکی کاهش مییابد.
3. معایب و ریسکها (موانع):
تورم شوک اولیه: بزرگترین و ترسناکترین ریسک. یکسانسازی نرخ، عملاً به معنای «حذف یارانه پنهان» از بسیاری کالاها (مانند دارو، غذا، نهادههای دامی) است و میتواند «موج تورمی بزرگی» ایجاد کند. این افزایش قیمت، به ویژه بر اقشار کمدرآمد فشار شدیدی وارد میکند.
وابستگی بودجه به نرخ آزاد: درآمدهای نفتی دولت مستقیماً به نرخ آزاد گره میخورد. اگر دولت نتواند هزینههای خود را کنترل کند، ممکن است برای جبران کسری، به «چاپ پول» روی آورد که خودش تورمزاست.
ورشکستگی برخی بنگاهها: شرکتهایی که سالها با ارز ارزان مواد اولیه وارد میکردند، ناگهان با هزینههای چندبرابری روبرو شده و ممکن است ورشکسته شوند و بیکاری ایجاد کنند.
نیاز به ذخایر ارزی قوی: برای مدیریت عرضه و تقاضا و جلوگیری از نوسانات، نیاز به «ذخایر نقدی ارزی قابل توجه» نزد بانک مرکزی است که در شرایط تحریم، تامین آن بسیار دشوار است.
**شرایط ضروری برای موفقیت تکنرخی شدن نرخ ارز**
اجرای این سیاست بدون فراهمآوری بسترهای لازم، مانند «رانندگی بدون ترمز در جادهای پرپیچ و خم» است. این شرایط عبارتند از:
1. انسجام و اراده سیاسی قوی: دولت و قوه مقننه باید آماده تحمل «انتقادات سنگین ناشی از تورم اولیه» و مقاومت در برابر گروههای ذینفع قدرتمند (رانتخواران) باشند. این تصمیم باید فراجناحی و با پشتوانه ملی باشد.
2. کنترل کسری بودجه دولت: دولت باید «انضباط مالی» شدیدی اعمال کند. «هدفمندی یارانهها» به شکل نقدی به اقشار آسیبپذیر، قبل یا همزمان با اجرای این طرح، ضروری است تا فشار تورمی جبران شود.
3. سیاست پولی انقباضی: بانک مرکزی باید مستقل عمل کرده و برای کنترل تورم ناشی از شوک، نرخ سود بانکی را افزایش دهد و از تامین کسری بودجه دولت با چاپ پول خودداری کند.
4. ذخایر ارزی کافی و دسترسی به بازارهای بینالمللی: بانک مرکزی باید «منابع ارزی کافی» برای مداخله در بازار و حفظ ثبات نرخ داشته باشد. همچنین، امکان «صادرات نفت و دریافت درآمدهای ارزی» به راحتی فراهم باشد که تحت «تحریمهای شدید»، این شرط به شدت تضعیف میشود.
5. آزادسازی تجاری و رقابتپذیری: همزمان با حذف ارز ترجیحی، باید موانع گمرکی و دستوپاگیر بر سر راه واردات رقابتی کاهش یابد تا انحصار ایجاد نشود و قیمتها پس از شوک اولیه تعدیل شود.
6. نظام حمایت اجتماعی قوی: ایجاد یا تقویت «سند حمایت اجتماعی» برای شناسایی و جبران موقت فشار تورم بر دهکهای پایین درآمدی کاملاً ضروری است.
**جمعبندی نهایی:**
تکنرخی کردن ارز یک «اصل پذیرفتهشده اقتصادی» و لازمه ادغام در اقتصاد جهانی است. اما در ایران، این موضوع به دلیل «تحریمها، وابستگی بودجه به نفت، ساختار رانتی اقتصاد و ضعف نظام حمایتی»، تبدیل به یک «بمب ساعتی» شده است. اجرای آن بدون آمادهسازی بسترهای فوق، میتواند به «شوک تورمی شدید، نارضایتی گسترده اجتماعی و بیثباتی اقتصادی» منجر شود.
در حال حاضر، به نظر میرسد مهمترین مانع، «تحریمها و عدم دسترسی مطمئن به ذخایر و درآمدهای ارزی» است. تا زمانی که این مانع برطرف نشود یا برای آن راهکار مطمئنی (مانند مبادلات تهاتری پایدار) یافت نشود، هر حرکت شتابزدهای به سمت تکنرخی کردن، ریسک بالایی دارد. تجربه ناموفق یکسانسازی نرخ در سال ۱۳۹۷ (با نرخ ۴۲۰۰ تومان) که به جهش ارزی و تورم شدید منجر شد، هشدار تاریخی بزرگی برای سیاستگذاران است.
در نهایت، تصمیم برای تکنرخی کردن، یک «انتخاب ساده بین خوب و بد نیست، بلکه انتخاب بین دو درد» است: درد تداوم سیستم رانتی چندنرخی فعلی، یا درد شوک تورمی ناشی از اصلاح آن. موفقیت در گرو مدیریت این درد و گذار با کمترین هزینه اجتماعی است.
پایگاه خبری فولاد ایران