پایگاه خبری فولاد ایران - تحلیلها نشان میدهد که حتی اگر دولت ترامپ بتواند یک توافق صلح میان اوکراین و روسیه را به نتیجه برساند، بازگشت اروپا به وابستگی انرژی به مسکو تقریباً منتفی است. به گزارش اویل پرایس، با وجود تلاشهای واشنگتن برای مذاکره و اعزام نماینده ویژه به مسکو، بسیاری از معاملهگران و تحلیلگران معتقدند که حتی یک آتشبس کامل نیز نگاه اروپا را تغییر نخواهد داد. هزینههای سنگین خروج از گاز روسیه، شوک انرژی ۲۰۲۲ و تلاش چندساله برای کاهش وابستگی، تمایلی برای بازگشت به وضعیت قبل باقی نگذاشته است.
در عمل نیز اروپا زیرساختی برای ازسرگیری واردات گاز روسیه ندارد. خطوط لوله کلیدی مانند نورد استریم نابود شدهاند، مسیر یامال پس از قطع قرارداد توسط لهستان بسته است و قرارداد ترانزیت اوکراین سال آینده منقضی میشود؛ ضمن آنکه هیچ اراده سیاسی برای تمدید آن وجود ندارد. حتی اگر محدودیتها کاهش یابد، دولتهای اروپایی تمایلی به تکیه دوباره بر روسیه بهعنوان تأمینکننده اصلی ندارند. با وجود سطح پایینتر ذخایر گاز در آغاز زمستان، بازار مطمئن است که عرضه کافی وجود دارد؛ عمدتاً به دلیل موج بیسابقه واردات LNG به اروپا.
جایگاه روسیه در بازار اروپا، عملاً با LNG آمریکا و قطر پر شده است. ایالات متحده در ماه گذشته بیش از ۱۰ میلیون تن LNG صادر کرد که حدود ۷۰ درصد آن به اروپا رفت؛ رکوردی تاریخی که ظرفیت صادراتی آمریکا را در مسیر رشد مستمر قرار داده است. پیشبینیها نشان میدهد صادرات آمریکا در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ بیش از گذشته افزایش خواهد یافت. قطر نیز در حال اجرای بزرگترین برنامه توسعه LNG تاریخ است که تا ۲۰۳۰ ظرفیت صادراتی خود را ۸۵ درصد افزایش میدهد.
وفور LNG و زمستان معتدل باعث شده قیمت گاز اروپا حتی به زیر ۳۰ یورو بر مگاواتساعت برسد؛ سطحی که در یکسالونیم گذشته دیده نشده بود. شرکتها نیز نشانههایی از آرامشدن بازار میبینند: توتالانرژیز واحد شناور ذخیرهسازی و گازسازی خود را از بنادر فرانسه خارج میکند و معاملهگران در بورس TTF برای اولینبار از ۲۰۲۴ به موقعیت فروش خالص روی آوردهاند. این شرایط نشان میدهد که اروپا ساختار تأمین انرژی خود را پایدار و عمدتاً مستقل از روسیه بازسازی کرده است.
بهطور خلاصه، حتی اگر جنگ اوکراین فردا پایان یابد، مسیر انرژی اروپا به عقب برنخواهد گشت. زیرساختها، سیاستها، قراردادها و ترجیحات استراتژیک اروپا اکنون بر پایه LNG و تنوعبخشی گسترده بنا شده است، و نقش روسیه در این معادله دیگر همانند گذشته قابل احیا نیست.
منبع: Oilprice