[ سبد خرید شما خالی است ]

آیا حباب بدهی جهانی در شرف ترکیدن است؟

پایگاه خبری فولاد ایران – سال‌های بین 1981 و 2020 سال‌های بسیار ویژه‌ای برای اقتصاد جهانی بودند، زیرا نرخ‌های بهره عموماً در حال کاهش بود.


به نوعی، کاهش نرخ بهره به این معنی بود که بدهی ها به طور فزاینده ای مقرون به صرفه می شدند. اکنون که نرخ‌های بهره دوباره در حال افزایش هستند، خطر فروپاشی بخش قابل توجهی از این حباب بدهی وجود دارد. این نگرانی وجود دارد که به دلیل رابطه متقابل بین نرخ بهره و قیمت انرژی و نقش مهمی که انرژی در قدرت بخشیدن به اقتصاد ایفا می کند، اقتصاد ممکن است به سمت یک سقوط فوق العاده سخت پیش برود.


تجزیه و تحلیل ها نشان می دهد که افزایش مصرف انرژی در 200 سال گذشته چقدر برای رشد اقتصادی اهمیت داشته است. مصرف سرانه انرژی در تمام این مدت به جز در مواقع بحران اقتصادی جدی رو به رشد بوده است.


به گزارش فولاد ایران، اقتصاد یک سیستم خودسازماندهی است که وقتی انرژی ارزان قیمت کافی از انواع مناسب در دسترس سیستم نباشد، رفتار عجیبی دارد. جنگ ها شروع می شوند. ممکن است لایه های حکومتی ناپدید شوند. ممکن است قرنطینه های عجیبی مانند محدودیت های فعلی در چین رخ دهد.


مشکل بزرگ در دهه 1970 افزایش قیمت نفت خام بود. اکنون به نظر می رسد مشکلات ما افزایش قیمت نفت خام، گاز طبیعی و زغال سنگ است. در واقع، انرژی هسته ای نیز ممکن است مشکل ساز باشد، زیرا بخش قابل توجهی از فرآوری اورانیوم در روسیه انجام می شود. بنابراین، اکنون به نظر می رسد که ما در آستانه از دست دادن تقریباً تمام منابع انرژی خود به دلیل درگیری یا قیمت های بالا هستیم!


امروز به ما می گویند که گذار به انرژی سبز یک راه حل است. متأسفانه، این بیشتر از روی تصورات است. در بهترین حالت، انتقال به انرژی سبز به سرمایه گذاری عظیم در یک دوره حداقل 30 تا 50 ساله نیاز دارد تا موفقیت آمیز باشد. محدودیت‌های انرژی سبز بسیار بالاست. به‌علاوه، انواع انرژی‌های جدید معمولاً تنها افزودنی‌ها برای سایر منابع هستند، نه جایگزینی برای آن منابع.


اگر مردم فقط به آنچه در دهه 1980 رخ داد نگاه کنند، تأثیر بلندمدت افزایش نرخ بهره چندان شدید به نظر نمی رسد. اقتصاد جهانی قبل از افزایش نرخ بهره رشد خوبی داشت. پس از اوج نرخ بهره، اقتصاد جهان به طور کلی به رشد خود ادامه داد. در نتیجه قیمت‌های بالای نفت و افزایش نرخ‌های بهره، جهان انتقال خود را به سمت استفاده از نفت خام کمتر برای هر نفر تسریع کرد.


از سال 2019، مشکل ما این بوده است که کل عرضه انرژی با جمعیت رو به افزایش مطابقت نداشته است. هزینه استخراج انواع نفت، زغال‌سنگ و گاز طبیعی به دلیل تهی شدن مدام در حال افزایش است، اما توانایی مشتریان برای استطاعت قیمت‌های بالاتر کالاها و خدمات نهایی ساخته شده با آن محصولات انرژی با این هزینه‌های بالاتر افزایش نمی‌یابد. اگر محدودیت های مرتبط با کووید نبود، احتمالاً قیمت انرژی در سال 2020 افزایش می یافت. تولید نفت، زغال‌سنگ و گاز طبیعی پس از قرنطینه‌ها نتوانسته است به اندازه کافی افزایش یابد تا اقتصادها به طور کامل بازگشایی شوند. این دلیل اصلی افزایش اخیر قیمت انرژی است.


وضعیتی که امروز با آن روبرو هستیم بسیار شدیدتر از سال 2008 است. حباب بدهی بسیار بزرگتر است. کمبود محصولات انرژی فراتر از نفت به زغال سنگ و گاز طبیعی نیز گسترش یافته است. ایده افزایش نرخ بهره امروزه بسیار شبیه به رکود بزرگ و تصمیم برای افزایش نرخ بهره است زیرا بانکداران احساس نمی کنند سهم کافی از کالاها و خدمات تولید شده توسط اقتصاد را دریافت می کنند. اگر واقعاً کالاها و خدمات کافی برای همه وجود نداشته باشد، دادن سهم بیشتری از کل عرضه به وام دهندگان نمی تواند به خوبی کار کند.


چیزی که ما باید بیشتر نگران آن باشیم، یک سیستم اقتصادی است که به سرعت در حال کوچک شدن است که نمی تواند تعداد زیادی از مردم را در خود جای دهد. به نظر می رسد در صورت شکستن حباب بدهی و شکسته شدن خطوط عرضه بیش از حد، چنین وضعیتی رخ دهد. ممکن است بین افزایش نرخ بهره تا زمانی که اثرات نامطلوب بر اقتصاد مشاهده شود، فاصله زمانی وجود داشته باشد. به همین دلیل است که بانک‌های مرکزی باید در مورد افزایش نرخ بهره و همچنین QT بسیار محتاط باشند.

وضعیت ممکن است بسیار بدتر از آنچه که برنامه ریزی شده است، باشد!


منبع: Oilprice

۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ ۱۲:۲۳
تعداد بازدید : ۱۰۹
کد خبر : ۶۱,۳۶۰

نظرات بینندگان

تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید